الشيخ أبو الفتوح الرازي

8

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

يادش آيد و علمش ( 1 ) به آن حاصل شود ، نبينى كه اصحاب الكهف با آن كه سيصد و نه سال خفته بودند ، چون برخاستند ( 2 ) ، هر چه دانستند همه را ياد آمد و هيچ خلل نبود و اين حال به اوقات و اشخاص مختلف نشود . [ ديگر آن كه خداى تعالى بيان كرد كه : غرض من از اين آن است تا فرداى قيامت نگويند : * ( إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ) * ، و اگر اين جا ندانند يا فراموش كرده باشند اوليتر كه در قيامت ندانند ] ( 3 ) . اگر گويند نه كودك آنچه كرده باشد در حال طفوليّت ياد ندارد ؟ گوييم : ما از اين احتراز كرديم به آنكه گفتيم : عاقل با كمال عقل ، و طفل عاقل نباشد . امّا خلاف از ظاهر قرآن را آن است كه خداى تعالى گفت : * ( وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ ) * ، و نگفت : من ادم ، و گفت : * ( مِنْ ظُهُورِهِمْ ) * ، و نگفت : من ظهره ، و گفت : * ( ذُرِّيَّتَهُمْ ) * ، و نگفت : ذرّيته . دگر آن كه گفت : * ( أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ ) * ، و المعنى لئلَّا تقولوا يوم القيامة ، تا روز قيامت نگوييد كه ما از اين غافل بوديم ، باز نمود كه اين براى آن كردم تا روز قيامت دعوى غفلت نكنند تا حجّت بر ايشان قايم شود . اگر فراموش كنند و غافل شوند ، حجّت ساقط شود از ايشان و اين غرض حاصل نباشد . ديگر آن كه گفت : * ( أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ ) * [ 3 - پ ] * ( آباؤُنا مِنْ قَبْلُ ) * تا نگوييد كه پدران ما مشرك بودند ، به شرك پدران عذر نيارند و اين در حقّ كسانى صورت بندد كه ايشان را پدران مشرك بوده باشند . امّا آنان را كه از پشت آدم بيرون آرند ( 4 ) ايشان را چگونه گويند : * ( أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ ) * ، اگر گويند چون تأويل مخالفان و اخباريان باطل بكردى تأويل صحيح چيست آيت را بنزديك شما ؟ گوييم : ما را در تأويل آيت دو وجه است يكى آن كه : مراد به اين جماعتىاند از فرزندان آدم كه خداى تعالى ايشان را بيافريد و كمال عقل داد و آلات و تمكين و تكليف كرد ايشان را و بر زبان پيغامبران با ايشان تقرير كرد كه : * ( أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ) * ، ايشان از پس نظر در ادلَّه و تحصيل علم و معرفت به خداى تعالى گفتند : بلى ، و ايشان را بر يكديگر گواه كرد ( 5 ) تا فرداى قيامت نگويند كه ، ما از اين غافل بوديم يا تعليل ( 6 ) كنند به شرك پدران ، و گويند : ما را پدران مشرك بودند ، ما نيز به آن شرك

--> ( 1 ) . لب ، لت : عملش . ( 2 ) . آج ، لب ، لت : برخواستند . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد . ( 4 ) . آج ، لب : آمده باشند ، أو ، بم : آمدند . ( 5 ) . همه نسخه بدلها ، بجز مل و لت : گرفت . ( 6 ) . اساس : لعيل ، به قياس با نسخه آو ، تصحيح شد .